مرتضى مطهرى

388

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصطلاحات 1 . ابزار توليد يك مطلب ديگر در اينجا اين است كه ( شايد آقايان هم بايد روى اين مطلب كار كنيد ) اصطلاحات خاصى در اينجا به كار برده مىشود كه لااقل در تعبيرات فارسى گاهى نامشخص است . حتى به نظر مىرسد در ترجمهء اين كتاب بعضى اصطلاحات نامشخص است . من نمىدانم در اصل نامشخص بوده يا مترجم نتوانسته مشخص كند ، چون گاهى حرفهايى درمىآيد كه با همديگر سازگار نيست يعنى نمىتواند منطق يك صاحب انديشه باشد . آن اصطلاحات اين است : مىگوييم ابزار توليد ، نيروى توليدى ، وجه توليد ، شيوهء توليد ، مناسبات توليدى و ديگر مناسبات اجتماعى . اينها را ما بايد تعريف كنيم ، تا تعريف نكنيم مطلب درست روشن نمىشود . بعضى از آنها تا حد زيادى روشن است . ابزار توليد اگر بگوييم ، مقصود همين ابزارهايى است كه وسيلهء توليد مواد اقتصادى است ، وسيلهء توليد ثروت است . به عبارت ديگر ، ابزار توليد ثروت . ابزارهاى خيلى قديمى را در نظر بگيريم . فرض كنيد ابزار كشاورزى ، مثلًا خيش . اين دستگاه قديمى كه در كشاورزى بود خودش ابزار توليد بود . آن حيوان ، گاو ، اسب يا الاغى كه از آن در كشاورزى استفاده مىكردند باز ابزار توليد بود . در دورهء قبل از كشاورزى ، در دورهء شكار ، آن تير و آن كمان و حتى آن سنگى كه به وسيلهء آن احياناً حيوان را شكار مىكردند ، آن شبكه‌اى كه با آن ماهى را از دريا شكار مىكردند اينها ابزار توليد بود . تا مىرسد به بيل مثلًا . بيل يكى از ابزار توليد [ است ، ] يا وسايل ديگرى كه هست . در عصر جديد ابزار توليد تكامل پيدا مىكند . خود اينها مثال مىزنند به آسياب ، اگرچه آسياب [ ابزار مصرف است . ] اينها اغلب ابزار مصرف را با ابزار توليد يكى مىگيرند . آسياب يك وسيلهء توليد ثروت نيست ، وسيلهء آماده كردن ثروتِ به دست آمده است براى مصرف كردن ؛ چون اولًا ابزارها همه ابزارهاى اقتصادى نيست ، ثانياً همهء ابزارهاى اقتصادى هم ابزار توليد نيست . فرض كنيد قلم و دوات در قديم ، خودنويس و خودكار در جديد ، اينها جزء ابزارهاى زندگى هستند اما ابزار توليد نيستند ، مستقيماً ثروت توليد نمىكنند . ابزار مصرفى هم همين‌طور است ، مستقيماً ابزار توليد نيستند . اگر ما ابزار توليد را اين‌طور تعريف كنيم ، بگوييم وسائلى كه به آن وسيله انسان ثروتى بر ثروتهاى بشر مىافزايد ، در اين صورت اينها ابزار توليد نيستند . بله ، اگر ما ابزار توليد را به يك معناى عامى تعريف كنيم ، بگوييم مقصود از ابزار توليد ابزارهايى است كه به وسيلهء آن ابزار بشر يك كار مفيد ، يك كار لازم براى افراد ديگر ايجاد مىكند ، به آن معنا آسياب هم يك ابزار توليد است ، قلم خودنويس هم يك ابزار توليد است . به هر حال ما مىخواهيم اينها را از همديگر بشكافيم . وقتى مثلًا مىگويند تكامل ابزار توليد ،